تبلیغات
مقالات دینی - خردمندی، با ارزش‌ترین نعمت خدا
مقالات دینی
یا صاحب الزمان آماده ایم
[من در اوّلِ سخنم مى‌خواهم دو حدیث كوتاه عرض كنم:] حدیث دیگر از نبى مكرّم اسلام، حضرت پیغمبر صلى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم است: «ما قسّم اللَّه للعباد شیئاً افضل من العقل»(1)؛ خداوند متعال میان بندگان خود هیچ چیزى را باارزشتر از خردمندى تقسیم نكرده است. خدا ارزاق را بین بندگان خود تقسیم كرد؛ هوا، آب، عمر و لذّتها را. «ما بنا من نعمته فمن اللَّه»(2)؛ همه مال خداست. در میان این همه نعمت گوناگون و رنگارنگ، به شهادت نبىّ اسلام میان بندگان هیچ نعمتى به ارزش خردمندى تقسیم نشده است. بعد جمله‌هایى دارند كه چون طولانى مى‌شود، آن جمله‌ها را نمى‌خوانم. در آخر مى‌فرمایند: «ولا بعث اللَّه رسولاً ولا نبیاً حتى یستكمل العقل»؛(3) خداى متعال هیچ پیغمبرى را در طول تاریخ به میان مردم نفرستاد، مگر بدین هدف و مقصود كه خرد را در میان مردم كامل كند. در خطبه‌ى نهج‌البلاغه هم هست كه خداى متعال پیغمبر را فرستاد «و یثیروا لهم دفائن العقول(4)»؛ تا گنجینه‌هاى خرد را در میان انسانها برشورانند؛ برانگیزانند. این خرد براى چیست؟ این خرد براى پیدا كردن راه زندگى است. باید فكر كرد؛ باید با تحلیل و سنجش راه زندگى را پیدا كرد. مهمترین توصیه‌ى من به شما جوانان عزیزم همین است. یكى از شعارهایى كه بنده در این چند سال تكرار مى‌كنم این است كه نباید به‌طور دائم در عرصه‌ى تجربه و ترجمه - علم ترجمه‌اى، حتّى فكر ترجمه‌اى، ایده و مكتب و ایدئولوژى و اقتصاد و سیاست ترجمه‌اى - بمانیم؛ زیرا این ننگ است براى انسان كه از خرد، سنجش، تحلیل و درك و فهم خود استفاده نكند و چشم را روى هم بگذارد و مرعوب موج تبلیغاتى‌اى شود كه بر او تحمیل مى‌كنند، تا سخنى را بپذیرد.

1 ) « مَا قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبَادِ شَیْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ فَنَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ وَ إِقَامَةُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجَاهِلِ وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى یَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ وَ یَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِیعِ عُقُولِ أُمَّتِه
یعنی :« پیغمبر فرمود: خدا به بندگانش چیزى بهتر از عقل نبخشیده است، زیرا خوابیدن عاقل از شب بیدارى جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (بسوى حج و جهاد) بهتر است و خدا پیغمبر و رسول را جز براى تكمیل عقل مبعوث نسازد (تا عقلش را كامل نكند مبعوث نسازد) و عقل او برتر از عقول تمام امتش باشد و آنچه پیغمبر در خاطر دارد، از اجتهاد مجتهدین بالاتر است و تا بنده‏اى واجباترا بعقل خود درنیابد آنها را انجام نداده است همه عابدان در فضیلت عبادتشان بپاى عاقل نرسند. عقلا همان صاحبان خردند كه در باره ایشان فرموده: تنها صاحبان خرد اندرز میگیرند.»

الكافی، ثقة الإسلام كلینى‏  ج 1 ص 12 ح 11 ؛  
محاسن ،احمدبن محمدبن خالد برقی :ج 1 ص 193 ح 11 ؛ 
مشكاة الانوار، علی بن حسن طبرسی : ص 251 ؛ 
بحار الانوار، علامه مجلسی : ج 1 ص 91 ؛



2 ) « و كان أبو الحسن موسى بن جعفر ع یقول بعد العصر(...) أستغفر الله الذی لا إله إلا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم ذو الجلال و الإكرام و أسأله أن یتوب علی توبة عبد ذلیل خاضع فقیر بائس مسكین مستجیر لا یملك لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاة و لا نشورا ثم تقول اللهم إنی أعوذ بك من نفس لا تشبع و من قلب لا یخشع و من علم لا ینفع و من دعاء لا یسمع اللهم إنی أسألك الیسر بعد العسر و الفرج بعد الكرب و الرخاء بعد الشدة اللهم ما بنا من نعمة فمنك لا إله إلا أنت أستغفرك و أتوب إلیك »
از خدایی كه معبودی جز او نیست طلب آمرزش می كنم. اوست كه زنده و بی آغاز و بی مانند و بخشنده و بخشایشگر و صاحب والایی و ارجمندی می باشد، و از او می خواهم توبه بنده خوار و فروتن و بی چیز و بیچاره و مسكین و پناهنده كه برای خود صاحب سود و ضرر و مرگ و زندگی و برانگیختنی نیست، بپذیرد. سپس بگو: خدایا همانا من از نفسی كه سیر نمی شود و قلبی كه خاشع نمی گردد و دانشی كه سود نمی رساند و دعایی كه شنیده نمی شود به تو پناه می آورم. بارالها من از تو آسانی را بعد از سختی و خرسندی را بعد از اندوه و فراخی را بعد از تنگی می خواهم. خدایا هر نعمتى كه در اختیار ماست از جانب توست. جز تو معبودی نیست از تو طلب آمرزش می كنم و به سوی تو باز می گردم(توبه می كنم).

مصباح‏المتهجد ، شیخ طوسی، ص 73 ؛ 
مصباح‏الكفعمی،كفعمی،ص35 ؛ 
مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص 17



3 ) « مَا قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبَادِ شَیْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ فَنَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ وَ إِقَامَةُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجَاهِلِ وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى یَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ وَ یَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِیعِ عُقُولِ أُمَّتِه
« پیغمبر فرمود: خدا به بندگانش چیزى بهتر از عقل نبخشیده است، زیرا خوابیدن عاقل از شب بیدارى جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (بسوى حج و جهاد) بهتر است و خدا پیغمبر و رسول را جز براى تكمیل عقل مبعوث نسازد (تا عقلش را كامل نكند مبعوث نسازد) و عقل او برتر از عقول تمام امتش باشد و آنچه پیغمبر در خاطر دارد، از اجتهاد مجتهدین بالاتر است و تا بنده‏اى واجباترا بعقل خود درنیابد آنها را انجام نداده است همه عابدان در فضیلت عبادتشان بپاى عاقل نرسند. عقلا همان صاحبان خردند كه در باره ایشان فرموده: تنها صاحبان خرد اندرز میگیرند.»

الكافی، ثقة الإسلام كلینى‏  ج 1 ص 12 ح 11 ؛  
محاسن ،احمدبن محمدبن خالد برقی :ج 1 ص 193 ح 11 ؛ 
مشكاة الانوار، علی بن حسن طبرسی : ص 251 ؛ 
بحار الانوار، علامه مجلسی : ج 1 ص 91 ؛



4) نهج‌البلاغه خطبه شماره 1
از خطبه‏هاى آن حضرت است كه در آن ابتداى آفرینش آسمان و زمین و آدم را توضیح مى‏دهد و یادى از حج مى‏كند
... وَ اصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِیَاءَ أَخَذَ عَلَى الْوَحْیِ مِیثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِیغِ الرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ لَمَّا بَدَّلَ أَكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللَّهِ إِلَیْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَ اتَّخَذُوا الْأَنْدَادَ مَعَهُ وَ اجْتَالَتْهُمُ الشَّیَاطِینُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ یُرُوهُمْ آیَاتِ الْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَایِشَ تُحْیِیهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِیهِمْ وَ أَوْصَابٍ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ تَتَابَعُ عَلَیْهِمْ وَ لَمْ یُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لَازِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ رُسُلٌ لَا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ وَ لَا كَثْرَةُ الْمُكَذِّبِینَ لَهُمْ مِنْ سَابِقٍ سُمِّیَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ‏ أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ ...
... خداوند سبحان پیامبرانى از فرزندان آدم برگزید كه در برنامه وحى، و امانت دارى در ابلاغ رسالت از آنان پیمان گرفت، آن زمان كه اكثر انسانها عهد خدا را به امور باطل تبدیل نموده، و به حق او جهل ورزیدند، و براى او از بتان همتا گرفتند، و شیاطین آنان را از معرفت به خداوند باز داشتند، و رابطه بندگى ایشان را با حق بریدند. پس خداوند رسولانش را بر انگیخت، و پیامبرانش را به دنبال هم به سوى آنان گسیل داشت، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند، و نعمتهاى فراموش شده او را به یادشان آرند و با ارائه دلایل بر آنان اتمام حجت كنند، و نیروهاى پنهان عقول آنان را بر انگیزانند، و نشانه‏هاى الهى‏ را به آنان بنمایانند: از این بلند آسمان كه بر بالاى سرشان افراشته، و زمین كه گهواره زیر پایشان نهاده، و معیشتهایى كه آنان را زنده مى‏دارد، و اجلهایى كه ایشان را به دست مرگ مى‏سپارد، و ناگواریهایى كه آنان را به پیرى مى‏نشاند، و حوادثى كه به دنبال هم بر آنان هجوم مى‏آورد. خداوند سبحان بندگانش را بدون پیامبر، یا كتاب آسمانى، یا حجتى لازم، یا نشان دادن راه روشن رها نساخت. پیامبرانى كه كمى عددشان، و كثرت تكذیب كنندگانشان آنان را از تبلیغ باز نداشت، از پیامبر گذشته‏اى كه او را از نام پیامبر آینده خبر دادند، و پیامبر آینده‏اى كه پیامبر گذشته او را معرفى كرد. ...




نوشته شده در تاریخ شنبه 23 اردیبهشت 1391 توسط سعید شیخ سلیمانی

قالب وبلاگ